((خدایی کرببلات بهشته))
حضرت عباس علیه السلام وجود من سرای تو تپش دل نوای تو کاری دیگه بلد نیستم میخونم از چشای تو امیر علقمه گل دوفاطمه مجنون تو دو صد لیلا گل ام البنین برام بسه همین ابالفضلی باشم مولا شرارم اشک ماتم شد هرماه من محرم شد نصیبم از گداییت پادشاهی عالم شد این افتخارمه این اعتبارمه بنگر جنون شده کارم اگه ناقابلم نوشته رو دلم که سرمست علمدارم حضرت علی اکبر علیه السلام جوانان بنی هاشم بیائید ، علی را بر در خیمه رسانید خدا داند که من طاقت ندارم ، علی را بر در خیمه رسانم حضرت علی اصغر علیه السلام ای شش ماهه گل من اصغر من چرا نمیخوابی بنما رحمی به دلم هستی من چرا تو بی تابی ای دل و ای دلبر من یاس من ای اصغر من علی علی جانم گهواره گشته تهی همنفسم گشا تو بال و پر قنداقه ات شده از خون گلو چو لاله ی احمر آخرین سربازم علی کودک جانبازم علی علی علی جانم خونت را ای پسرم بهر خدا به آسمان ریزم از دیده در غم تو ای پسرم گهر زجان ریزم ای همه ی بود و نبود ای گل یاس کبود علی علی جانم حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام قاسمم من اذن میدانم عطا کن ای عمو با نگاه خود دلم را با صفا کن ای عمو ای عمو جان، جان من بادا فدای اکبرت جان من بادا بلا گردان جان اصغرت من یتیم مجتبایم عاشق روی توام ای عمو جان من اسیر خلق نیکوی توام قاسم آمد سوی میدان با عدو پیکار کرد دشمنان را درصف پیکار تار و مار کرد ناگهان از صدر زین افتاد قاسم بر زمین ای عمو رو سوی میدان کن بیا حالم ببین گر نیایی ای عمو پامال اسبان میشوم در میان دشمنان مقتول عدوان میشوم حضرت عبدالله ابن الحسن علیه السلام پروانه شد تا شعله ور سازد پرش را تا باور سازد تمام باورش را داغ گلویش تازه شد از قحطی آب وقتی به خنجر داد زخم حنجرش را تا لحظه ای دیگر عمویش زنده باشد انداخت بر وی کودکانه پیکرش را دو طفلان حضرت زینب (س) یا اخا شرم و حیا کشت مرا قصه ی کرب و بلا کشت مرا این دو شیدای تو بی تقصیرن اذن میدان ندهی می میرن این دو گل گرچه چنان جان منند هدیه ی سبز جانان منند حضرت رقیه سلام الله علیها کودکی در حسرت دیدار بابا مانده بود ناز پروردی که در تشویق فردا مانده بود گرچه بود از داغ بابا بر لبش مهر سکوت در گلویش عقده ی یک سینه غوغا مانده بود گرچه در سوگ برادر درد غربت میکشید کودک شیرین زبان تنهای تنها مانده بود گر نمیرفت آن سه ساله بر اسارت بی گمان ماجرای کربلا در کربلا جا مانده بود ورود کاروان امام حسین علیه السلام به کربلا دشت و صحرا شود از خون بهاران این زمین کربلاست ای جان نثاران در همین سرزمین ریزد به صحرا مثل برگ خزان گل های زهرا (س) خاک این سرزمین مثل گل یاس لاله گون میشود از خون عباس حضرت مسلم ابن عقیل (ع) من نمیدانم دلم سرخورده است یا کسی از پشت خنجر خورده است آه اینجا وادی پندارهاست بی وفایی رسم مهماندارهاست آه اینجا فکرها موقوفه است جای حیرت نیست ، شهر کوفه است و کربلا را تو مپندار که شهری است میان شهرها و نامی است در میان نامها نه ! کربلا حرم حق است و هیچ کس را جز یاران امام حسین(ع) راهی به سوی حقیقتی نیست (سید مرتضی آوینی) با نام حسین ما بنده شویم چون بنده شویم آزاده شویم پیمانه ی هرکه پر شود میمیرد پیمانه ی ما که پر شود زنده شویم مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام به شکل یک حزب نازل درخدمت اغراض فتنه است حجتالاسلام و المسلمین روحالله حسينيان امروز در حاشيه جلسه علني مجلس در جمع خبرنگاران افزود: حتي يكي از روحاني نماياني كه در زمان امام(ره) جرمي را مرتكب شده بود و امام خميني به دادگاه ويژه روحانيت دستور داده بودند كه او را عزل كند، امروز در مؤسسه امام پناه گرفته است. حسينيان با اشاره به اينكه مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام در دوره اصلاحات در برابر هتاكي ها به امام سكوت مي كرد، گفت: آيا مؤسسه اي كه امروز به جاي محكوم كردن اين هتاكي صدا و سيما را به نقد كشيده است، نياز به بازنگري ندارد.




.jpg)



ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |


